غرق نور است و طلا
گنبد زرد رضا
بوى گل، بوى گلاب
مى رسد از همه جا
مثل یک خورشید است
مى درخشد از دور
شده از این خورشید
شهر مشهد پر نور
چشمها خیره به او
قلبها غرق دعاست
بر لب پیر و جوان
یا رضا رضا رضا ست
اى خدا کاش که من
یک کبوتر بودم
روى این گنبد زرد
شاد مى آسودم
مى زدم بال و پرى
دور تا دور حرم
از دلم ره مى زد
ماتم و غصه و غم
-
هیچوقت به درد کسی نخند،که یک روزی خودت به آن مبتلا می شوی.
-
هیچوقت امید کسی را ناامید نکن،که حقیر می شوی.
-
هیچوقت دروغ نگو،که ارزشت را از دست می دهی.
-
هیچوقت به کسی توهین نکن،که خودت را توهین می کنی.
-
هیچوقت به خودت مغرور نباش،که با خاک یکسان می شوی.
-
هیچوقت دل کسی را نشکن،که دل خودت را می شکنی.
-
هیچوقت به کسی الکی وعده نده،که ضایع می شوی.
-
هیچوقت برای مال دنیا خودت را کوچک نکن،که تباه می شوی.
-
هیچوقت در کاری بی مشورت داخل مشو،که پشیمان می شوی.
-
هیچوقت در زندگی خشک نباش،که براحتی می شکنی.
-
هیچوقت مال حرام نخور،که سراسر نجس می شوی.
-
هیچوقت گناه نکن،که در این صورت سیاه قلب می شوی.
-
هیچوقت با شیطان لعین همکاری نکن،که ملعون می شوی.
-
هیچوقت با سنگ دلان منشین،که سخت دل می شوی.
-
هیچوقت حقّّ را زیر پایت نگذار،که باطل می شوی.
-
هیچوقت قسم باطل مخور،که در این صورت مطرود خانۀ خدا می شوی.
-
هیچوقت به شهوت دل مبند،که خواهی نخواهی رسوا می شوی.
-
هیچوقت با کوردلان راه مرو،که راه را گم می کنی.
-
هیچوقت ناشکری نکن،که نعمتت را از دست می دهی.
منبع:چهار فصل کتاب،صص65-86.
پيشكشي به محضر حجة بن الحسن(عج)
هر کجا سلطان بود، دورش سپاه و لشکر است
پس چرا سلطان خوبان بي سپاه و لشکر است
با خبر باشــيد اي چشم انتظاران ظهــــور
بهترين سلطان عالم از همه تنهاتر است
اللهم عجل لوليک الفرج
براي تعجيل در فرجش در اين لحظات عزيز صلوات

شبی برتر از هزار ماه
شب قدر شبي است
که بايد شکواييه هجران را درنورديد
و به اميد وصل و ديدار، بيدار نشست
و از جام طهور «سلام» تا مطلع «فجر» سرمست بود.
سخنی باشما:
خير، برکت، خرسندی، سلامت، خوشبختی و سعادت دنيا و آخرت،
توشه شب قدرتان باد.
التماس دعای مخصوص...از صمیم قلب...دعاگو خواهم بود
پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله:« إنّ أبوابَ السماء تُفتَحُ في أوّلِ لَيلَةٍ مِن شهر رمضانَ و لا تُعلَقُ الي آخِرِ لَيلَةٍ مِنهُ »
بحارالانوار ،ج69،ص334.
درهاي آسمان در شب اول ماه رمضان گشوده ميشود و تا آخرين شب اين ماه بسته نميشود.
استفاده از فرصت رمضان
پيامبر(ص) : «إنّما سُمِّيَ الرَّمَضانُ لِأنَّهُ يُرمِضُ الذُّنوبَ» متقي هندي، كنزالعمال،23488.
رمضان، رمضان ناميده شده است؛ چرا كه گناهان را ميسوزاند.
پيامبر (ص) : «إنَّ شَّقِيِّ مَن خَرَجَ مِنهُ هَذا الشَّهرُ وَ لَم يُغفَر ذُنُوبُه» شيخ صدوق، الامالي،ص 54.
بدبخت واقعي كسي است كه اين ماه را پشت سر گذاردو گناهانش آمرزيده نشود.
ماه عفو و رحمت و بركت
رسول خدا (ص) در حديثي طولاني دستور العملهايي براي ماه مبارك رمضان ارائه ميفرمايند، كه خلاصهاي از آن شماره وار تقديم ميگردد: 1- يادآوري تشنگي و گرسنگي روز قيامت؛ 2- صدقه به نيازمندان؛ 3- احترام گذاري به بزرگترها؛ 4- ترحم به كوچكترها؛ 5- به جا آوردن صله رحم؛ 6- حفظزبان از حرام ؛ 7- حفظ نگاه از حرام؛ 8- حفظ گوش از حرام؛ 9- مهرباني با يتيمان مردم؛ 10- توبه از تمام گناهان؛ 11- بلند كردن دستها براي دعا به هنگام نماز؛ 12- مناجات با پروردگار؛ 13- آزاد كردن روح خود از زندان گناهان با استغفار و طلب آمرزش؛ 14- سبك كردن پشت خود از بار سنگين گناهان با سجدههاي طولاني؛ 15- افطاري دادن به مومنان روزهدار اگرچه به جرعهاي آب و يا دانهاي خرما؛ 16- اصلاح خلق و خوي خوش؛ 17- آسان گرفتن برزيردستان؛ 18- باز داشتن غضب و شر خود از ديگران؛ 19- تلاشي براي خلاصي از آتش با نمازهاي مستحبي؛ 20- سنگين سازي ترازوي اعمال با صلوات فراوان؛ 21- تلاش براي تلاوت بسيار قرآن؛ 22- پرهيز از حرام؛ كه برترين و پر فضيلت ترين اعمال در اين ماه دوري گزيدن از حرامهاي الهي است. شيخ صدوق، فضائل الاشهر الثلاثه،ص95-117 .
پيامبر اعظم(ص) : « أكثرُوا فيهِ مِن تلاوَةَ القُرآنِ» شيخ صدوق، فضائل الاشهر الثلاثه،ص95.
در ماه رمضان قرآن بسيار تلاوت كنيد.
کی شود در ندبه های جمعه پیدایت کنم
گوشهای تنها نشينم تا تماشايت کنم
مینویسم روی هر گل نام زیبای تو را
تا که شاید این شب جمعه ملاقاتت کنم
هر سحر با یاد تو، در گریه ام می خوانمت
تا به کی از سوز دل ناله ز هجرانت کنم
چشمهای خستهام بارد ز هجرانت عزیز
آنقدر بارم ز ديده تا که پيدايت کنم
هر دم از نو می شمارم عقدههای خویش را
تا به کی از پشت در آهسته نجوايت کنم
بيقرارم مهديا از بهر ديدار رخت
تا به کی از مادرت زهرا (س) تمنايت کنم
چه بگویم از فراقت که به دل نمانده طاقت
به که شکوه ات نمایم ز چه رو کنم شکایت؟
همه عیب می کندم که نشان از تو ندارم
دل من ز غصه خون شد به که گویم این حکایت؟
گل و لاله های صحرا شده آتشین مهرت
غم داستان عشقت بشنیده ام روایت
چو قدم نمی گذاری به در دیده ام نظر کن
که نگاه سبز مستت بنمایدم کفایت
به صبا سپرده ام دل که تو یار بهترینی
برساند این پیامم ز تو آردم رضایت
شاعر:منیره امامی مقدم
عبدالله بن جعفر گفت:
من بیماری سختی گرفتم به طوری که تمام اطبّا از معالجه ی آن عاجز شدند.یک شب خیلی ناراحت و رنجور بودم که خدایا چه کنم؟همین طور در فکر بودم که به یک آیه از آیات قرآن طلب شفا کنم.
آمدم لای قرآن را باز کردم «آیةالکرسی» آمد،آن را خواندم و به خودم دمیدم.خوابم گرفت،وقتی خوابیدم،در خواب دیدم دو مرد مقابلم ایستاده اند و به همدیگر می گویند:
این مرد آیه ای خواند که در آن آیه سیصد و شصت و پنج رحمت است و تازه به یکی از آن رحمت رسیده است.از هیبت آن از خواب پریدم، وقتی به خود آمدم متوجّّه شدم که شفا یافته ام.
غرض ما از بیان این داستان،دانستن عظمت خواندن آیةالکرسی است.ان شاءالله خداوند توفیق آن را به همه ما عطا فرماید.
منبع:داستانهای شگفت آیةالکرسی همراه فضیلت و ثواب-ص25.
اَلرَّحمنُُ
«بخشایندۀ جمیع مخلوقات.»
کاربرد استفاده برای ذکر دادن:
*هرکس بدین اسم مداومت نماید و بعد از هر نماز فریضه(100) مرتبه بخواند،خداوند تبارک و تعالی،دل او را پاک گرداند از ظلمت و غفلت و فراموشی.
*هر که بعد از هر نماز،(298) مرتبه بگوید اَلرَّحمنُُ جمله مخلوقات او را دوست دارند و دشمنان بر وی مهربان گردند،و اگر می خواهی کسی با تو مهربان شود،هر شب به نیّّت آن شخص(329) مرتبه این اسم را بگویی مفید است.
*هر که هر روز،روزی(329) مرتبه این اسم مبارک را بگوید،بخشنده و مهربان گردد انشاءالله.
شاید این ویژگی در تاریخ فقط مربوط به حضرت امام باشد،شخصیتی با این عظمت تشییع شود و تا کنار قبر هم برود؛ولی دوباره به خانه اش باز گردد و اهل خانه یک بار دیگر ایشان را زیارت کنند . واقعاً این حادثه از استثناهای تاریخ است.

جای شگفت در سخن آخر اینجاست،که امام در یکی از غزلیاتش که چند سال قبل از رحلت سروده است می گوید:
سال ها می گذرد حادثه ها می آید
انتظار فرج از نیمه خرداد کشم
منبع:در باغ خاطره ها،صص 52-59.
غزل معروف ((چشم بیمار)) که سروده حضرت امام خمینی است و
پاسخی که مقام معظم رهبری به آن داده اند:
من به خال لبت اى دوست گرفتار شدم چشم بيمــــار تــــو را ديــدم و بيمار شدم
فارغ از خود شدم و كوس اناالحق بزدم همچــــو منصــور خــــــريدار سرِ دار شدم
غم دلدار فكنده است به جانم، شررى كـــه بـــه جــــان آمدم و شهره بازار شدم
درِ ميخانه گشاييد به رويم، شب و روز كه من از مسجد و از مدرسه، بيزار شدم
جــــامــه زهد و ريا كَندم و بر تن كردم خــــرقــــه پيــــر خـــراباتى و هشيار شدم
واعـــظ شهــر كــه از پند خود آزارم داد از دم رنــــد مــــىآلــــوده مــــَددكار شدم
بگـــذاريــــد كــــه از بتكــده يادى بكنم مـــن كـــه با دستِ بت ميكده، بيدار شدم
تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی
تو طبیب دل مایی ز چه بیمار شدی
تو که فارغ شده بودی ز همه کون و مکان
دار منصور بریدی همه تن دار شدی
عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر
ای که در قول و عمل شهره بازار شدی
مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی
وه که بر مسجدیان نقطه پرگار شدی
خرقه پیر خراباتی ما سیره توست
امت از گفته در بار تو هشیار شدی
واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی
دم عیسی مسیح از تو دیدار شدی
یادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم
ببریدی ز همه خلق و به خلق یار شدی


