"بسم الله الرحمن الرحیم"

یعقـــــــوب ترین چشم جهان قسمت ما باد
چـــون یوســـف گم گشته ما یوســـف زهـــراست
اميد به آينده روشن نه مبهم و تاريك خود همان عامل درونى و انتظار است كه بايد به صورت علم و عمل در آيد و به نتيجه عينى برسد.بايد توجه داشت كه خود امام قائم(عج) نيز در انتظار است كه شرايط فراهم شود و خداوند متعال،اذن خروجش را صادر فرمايد و جهان را از ظلم و فساد رهائى بخشد و به قدرى در اين مورد بى تاب است كه حتى وقت خروج وارد مسجدالحرام مى شود و بين مقام ابراهيم عليه السلام و كعله دو ركعت نماز مى خواند و پشت به حجرالاسود زده،سپس دستهايش را به سوى آسمان بلند كرده و آنچنان گريه و تضرع مى كند كه به زمين مى افتد و اين است فرموده خدا در قرآن:
«امن يجيب المضطر اذا دعاه و يكشف السوء و يجعلكم خلفاء الارض»
آيا خداى شما كسى است كه دعاى مضطر را اجابت مى كند و گرفتاری ها را برطرف مى سازد و شما را خلفاى زمين قرار مى دهد؟(يا معبودهاى باطل )
امام صادق عليه السلام فرمود:سوگند به خدا مضطر همان قائم(عج) است.
آرى امام قائم(عج) اين چنين بى تابانه در انتظار اصلاح و انقلاب جهانى است،تا جهان را از لوث آلودگی ها و جنايات و ستمگری ها نجات بخشد.
خدایا با ظهور امام زمان،
از هم گسیختگی ما را پیوند بده
اللهم عجل لولیک الفرج
"اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"
"بسم الله الرحمن الرحیم"

از روز تیغ تا امروز،چهل بار آفتاب داغ بر کربلا تابیده و صحرا غمین شده اسـت.رخ بـه سوی محبوب داری و از جان درود می دهی:«درود بر تـو ای ولی خدا…درود بر تـو ای دوستدار و محبوب و برگزیده خدا،درود بر بنده خالص و فرزند بنده خاص خدا،درود بر حسین علیه السلام…فرزند ولی خدا،فرزند امیرالمؤمنین علیه السلام اینک درکنار یاران مدفون اسـت و علی اکبر نزدیک ترین فرد بـه اوست.
پیکر مطهر قمر بنی هاشم،حضرت اباالفضل العباس(ع) آن دورتر بـه خاک شده اسـت.هرکدام همانجا کـه موقع شهادت بر خاک افتادند.
کاروان از شام برمی گردد.زینب خودش رابه گودال قتلگاه می رساند.زنان و کودکان مثل همـه چهل روز گذشته زجه می زنند.اشک های فرزندان امام حسین(ع) سرازیر شده اسـت.
السلام علی اسیر الکربات و قتیل العبرات
درود بر اسیر اندوهها و کشته آب چشمان...

و اینک پس از قرن ها تـو هستی کـه باید شهادت دهی.تـو کـه بـه اربعین رسیدهای و میخواهی با اربعینی ها هم نوا شوی:«پروردگارا!گواهی می دهم کـه آن حضرت ولی تـو و فرزند ولی توست.برگزیده تـو و فرزند برگزیده توست...»
این شهادت دادنی سخت اسـت.شهادتی کـه بار وظیفه ات را سنگین تر می کند.تـو کـه بـه مقام معرفت،هرچند معرفتی کوچک و شناختی در وسع و اندازه خودت رسیدهای…
تـو کـه امام و ولی و پیشوایت را شناختهای،نمی توانی حتی پس از قرن ها نسبت بـه این واقعه بیتفاوت باشی.پس می گویی:«گواهی می دهم کـه تـو بـه عهد خدا وفا کردی ودر راه خدا جهاد کردی تا هنگام شهادتت فرا رسید...پروردگارا!مـن تـو را گواه می گیرم،کـه مـن دوست آن حضرت و دوست دوستداران او هستم…»
تا آنجا کـه روز بلند می شود،ادامه می دهی و زیارت را تا آخر می خوانی:
«صلوات الله علیکم و علی ارواحکم و اجسادکم و شاهدکم و غائبکم و ظاهرکم و باطنکم.آمین رب العالمین.درود خدا بر شـما باد و بر جسم جان پاک شـما،حاضر و غایب شـما،بر ظاهر و باطن شـما…»
اجابت رابه پروردگار عالمیان می سپاری.زیارتی دل چسب از راه دور یا نزدیک خوانده ای و قلب را جلا دادهای.قبول باشد.
"اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"
"بسم الله الرحمن الرحیم"

از خیابان شهدا آرام آرام در حال گذر بودم!
اولین کوچه به نام شهید همت؛محمد ابراهیم با صدایی آرام و لحنی دلنشین…نامم را صدا زد!
گفت:توصیه ام اخلاص بود!چه کردی؟!
جوابی نداشتم؛سر به زیر انداخته و گذشتم…
دومین کوچه شهید عبدالحسین برونسی؛پرچم سبز یا زهرا سلام الله علیها بر سر این کوچه حال و هوای عجیبی رقم زده بود!انگار مادر همین جا بود…عبدالحسین آمد!صدایم زد!
گفت:سفارشم توسل بود به حضرت زهرا و رعایت حدود خدا… چه کردی؟!
جوابی نداشتم و از شرم از کوچه گذشتم…
به سومین کوچه رسیدم!شهید محمد حسین علم الهدی…به صدایی ملایم،اما محکم مرا خواند!گفت:قرآن و نهج البلاغه در کجای زندگی ات قرار دارد؟!
چیزی نتوانستم جواب دهم!با چشمانی که گوشه اش نمناک شد!سر به گریبان؛گذشتم…
به چهارمین کوچه!شهید عبدالحمید دیالمه…آقا حمید بر خلاف ظاهر جدی اش در تصاویر و عکس ها،بسیار مهربان و آرام دستم را گرفت؛گفت:چقدر برای روشن کردن مردم!مطالعه کردی؟!برای بصیرت خودت چه کردی!؟برای دفاع از ولایت!؟
همچنان که دستانم در دستان شهید بود!از او جدا شدم و حرفی برای گفتن نداشتم…
به پنجمین کوچه و شهید مصطفی چمران…صدای نجوا و مناجات شهید می آمد!صدای اشک و ناله در درگاه پروردگار…حضورم را متوجه اش نکردم!شرمنده شدم،از رابطه ام با پروردگار…از حال معنوی ام…گذشتم…
ششمین کوچه و شهید عباس بابایی…هیبت خاصی داشت…مشغول تدریس بود!مبارزه با هوای نفس،نگهبانی دل…کم آوردم…گذشتم..
هفتمین کوچه انگار کانال بود!بله؛شهید ابراهیم هادی…انگار مرکز کنترل دل ها بود!!هم مدارس!هم دانشگاه!هم فضای مجازی!مراقب دل های دختران و پسرانی بود که در دنیا خطر لغزش و غفلت تهدیدشان می کرد!ایثارش را دیدم…از کم کاری ام شرمنده شدم و گذشتم…
هشتمین کوچه؛رسیدم به شهید محمودوند…انگار شهید پازوکی هم کنارش بود!پرونده های دوست داران شهدا را تفحص می کردند!آنها که اهل عمل به وصیت شهدا بودند…شهید محمودوند پرونده شان را به شهید پازوکی می سپرد!برای ارسال نزد ارباب…
پرونده های باقیمانده روی زمین!دیدم شهدای گمنام وساطت می کردند،برایشان…اسم من هم بود!وساطت فایده نداشت…از حرف تا عمل! فاصله زیاد بود.
دیگر پاهایم رمق نداشت!افتادم…خودم دیدم که با حالم چه کردم!
تمام شد…از کوچه پس کوچه های دنیا!بی شهدا،نمی توان گذشت…
شهدا رهبرم را دعا کنید.
"اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"
"بسم الله الرحمن الرحیم"
من آمده ام به دنیا
آمده ام که تو را دوست بدارم
آمده ام که تو را بستایم
تو را بسرایم
و تو را زمزمه کنم
و دستانم را در شبکه های ضریحت گره کنم
و چشمانم را به نم اشک عزایت آبیاری...
مرا با دنیای دنیایی ها کاری نیست
من در تاریخ تو مانده ام
- با آنکه با تو نبودم
اما
دل که به مهر تو داده ام!
و برای من هر روز عاشوراست و همه جا کربلا
انگار همه روضه ی تو را می خوانند
حسین...
به من بیاموز چگونه دوستت بدارم
و چگونه با تو باشم
و چگونه در تو ذوب شوم
یا لیتنی کنت معک
ای کاش آنروز با تو بودم ...
"اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"
"بسم الله الرحمن الرحیم"

این روزها چقدر دلم هوای حبیب را می کند.
هر بار که پرنده ی خیالم به پابوس عشق علیه السلام می رود،می رود می نشیند کنار ضریح حبیب و دخیل می بندد به ضریح زیبایش.
چقدر سبک رفاقتش را دوست دارم...
رفاقت حبیب و مسلم بن عوسجه را
رفاقتی که دست آدم را می گیرد و آسمانیش می کند...
"اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"
"بسم الله الرحمن الرحیم"
سلام بر روزی که آفتاب رسالت از بالای منبر درخشید و ماهتاب امامت و ولایت راجلوه داد.
سلام بر روزی که نقاب از چهرۀ منافقان کنار رفت.
سلام بر روزی که کفر آن روز مأیوس شد و دین کامل و نعمت تمام گشت.
سلام بر روزی که رسول گرامی(ص) وعدۀ روز اول تبلیغ را ایفا نمود و عملی کرد.
سلام بر روزی که خداوند رضایت خود را اعلام کرد.
سلام بر وجود عزیزی که در این روز سعید به ولایت امت نشست و دستش به وسیلۀ اشرف مخلوقات بالا رفت.

سلام بر رسول پاک ختمی مرتبت،کاملترین رسولان،و سلام بر جانشین و وصی او،کاملترین اوصیای پروردگار.
غدیر روزی بود مانند روز حشر،زمین همچون میدان محشر.نه فرشی بود و نه سایبانی.همه و همه خسته به سوی وطن خود گام می زدند،تا هرچه سریعتر به منزل مقصود خود را برسانند.
برای نشستن نه سایبانی که از آن سایه بگیرند،و نه درختی که به زیر آن پناه برند.هرکس می خواهد بر دیگری سبقت گیرد،که ناگاه صدایی همچون روز محشر بلند می شود که «وقفوهم انهم مسئولون»،و صدای «حئ علی خیر العمل» بلند می شود.ندایی تمام صحرا را فرا می گیرد:آنها که جلو رفته اند برگردند و آنان که به این نقطه نرسیده اند خود را برسانند.
همه با حیرت و استعجاب با یکدیگر سخن می گویند که چرا زنگ توقف زده شده است.ولی هیچ کس اصل ماجرا را نمی داند.در این صحرای بی آب و گیاه،در هوای گرم،زیر تابش خورشید،رسول گرامی(ص) از ما چه می خواهد؟اما کسی جرئت ندارد از رسول گرامی(ص) سؤال کند ماجرا چیست؟
رسول اکرم(ص) آمادۀ انجام وظیفۀ خود شده است.وظیفه ای که دستور آن توسط جبرئیل امین چنین نازل شده است:«یا أیها الرسول بلِّغ ما أنزل إلیک من ربک و إن لم تفعل فما بلَّغت رسالته والله یعصمک من الناس»
قضیه آن قدر مهم است که همۀ دستورات الهی که توسط حضرت رسول اکرم(ص) به مردم ابلاغ شده بی معنی و بی هدف خواهد بود،اگر محافظ آن دستورات وجود نداشته باشد.
(غدیر در احساس ملت ها)
«الحمدللَّه الذی جعلنا من المتمسّکین بولایة امیرالمؤمنین و الائمّة علیهم السّلام.»
"اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"
"بسم الله الرحمن الرحیم"

همشه فکر می کنم تصویر جمع مدافعان حرم در بهشت چقدر می تواند دیدنی باشد...
مردانی که صدای خنده شان بهشت را پر کرده است و گاهی همگی بر می خیزند به استقبال شهیدی دیگر... شهیدی که ممکن است از هر رنگ و نژادی باشد اما قطعا زینبی ست.
و چه مرحبایی می گویند سربازان زمان خمینی به شهدای عصر خامنه ای... آنانی که نه بذل خون را دیدند و نه جنگ را درک کردند اما از همه چیز بریدند و به قافله خون پیوستند.
در میان آسمان غوغاست این روزها! همه دارند می گویند:
از بهشت انگار درب جدیدی سوی دمشق باز شده است...
و آن ها چقدر خاص اند...
چقدر خوشبختند
آنها دور محمل عمه سادات محشور می شوند
آنها بانو را تا بهشت مشایعت می کنند و در کنار او ساکن اند.
به تلافی تنهایی خاتون خیمه ها، عصر خونین روز دهم...
کانال ما در سروش: mahzeyarm@
"اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"
"بسم الله الرحمن الرحیم"

زیباترین باش، در خیابان که راه میروی با صدای تقتق کفشهایت همه را به خود جلب کن. اگر نشد با بوی عطر و ادکلن، اگر نشد با آرایشهای زننده، باز هم اگر نشد با قهقهه و خنده های هرزه گونه. باز هم نمیشود، لباس های تنگ و زننده را هم فراموش نکن و موی سرت، که زیبائیت را صد چندان می کند.
اما با این همه زیبایی چقدر مقاومی؟
آیا قادر هستی بگویی تا کی زنده هستی؟
آیا با اطمینان میتوانی بگویی تا پنچاه سالگی زندهای؟ که در پیری احکام خداوند را اجرا، و از گذشتهات توبه کنی.
آیا تا بحال با دقت به قبرها نگاه کردهای که بعضیهایشان همسن خودمان هستند. بیست سال، بیست و دو سال، سی سال، در اوج جوانی و نشاط .
آیا با اطمینان میتوانی بگویی موی سری که زینت کردهای و باعث چشم چرانی جوانان شدهای قبل از پیری با شیمی درمانی از بین نمیرود؟
آیا قادر هستی بگویی چشمی که به ناموس دیگران تجاوز کرده تا قبل از پنجاه سالگی بیناست؟
و آیا قادر هستی بگویی اندامی که با بدترین لباسها پوشاندهای و با آن دل بردهای بر اثر سانحهای قبل از پیری فلج نشود.
آیا بهتر نیست قبل از مخالفتمان با آیات الهی، آیات زیبای حجاب،کمی نسبت به پوشش و رفتار خود بیندیشیم.
(به مردان مؤمن بگو که چشمان خویش را ببندند و شرمگاه خود را نگه دارند، این برایشان پاکیزهتر است زیرا خدا به کارهایی که میکنند آگاه است؛ به زنان مؤمن بگو که چشمان خویش را ببندند و شرمگاه خود را نگه، دارند و زینتهای خود را جز آن مقدار که پیداست آشکار نکنند و مقنعههای خود را تا گریبان فرو گذارند و زینتهای خود را آشکار نکنند و نیز چنان پای بر زمین نزنند تا آن زینت که پنهان کردهاند دانسته شود) ؛سوره نور آیه ۳۰ و ۳۱
کانال ما در سروش: mahzeyarm@
"اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"
"بسم الله الرحمن الرحیم"
مرحوم علامه مجلسی نقل می کند:
فردی به نام ابوالوفای شیرازی در زمان حکومت ابی علی الیاس زندانی و تهدید به قتل شد.ایشان متوسل به حضرات اهل بیت علیه السلام می شود.
شب در عالم رؤیا،حضرت رسول الله صلی الله علیه و آله را زیارت می کند.حضرت می فرمایند:
در حوائج دنیوی به من متوسل نشو،
به دخت گرامی ام متوسل نشو،
به حسن و حسین علیه السلام هم متوسل نشو،
بلکه در امور بلند و معنوی به این ها متوسل شو.
از امام باقر و امام صادق علیه السلام آخرت را بخواهید،
از امام زین العابدین علیه السلام،دفع شرّ سلاطین و شیاطین را بخواهید،
از امام موسی بن جعفر علیه السلام عافیت را بطلبید،
اگر در مسافرت به مشکل برخورد کردید به امام رضا علیه السلام استغاثه کنید.
آنگاه فرمودند:
ولی اگر کارد به استخوان رسید و شمشیر به گردنت رسید،یوسف زهرای اطهر فرزندم را صدا بزن و بگو:
«یا صاحبَ الزَّمان اَنا مُستَغیثٌ بکَ» یا بگو:«الغَوثَ اَدرِکنی»

مهدی جان؛من به تو پناهنده شدم.به فریادم برس؛یا غوث حقیقی؛به فریادم برس...»
ابوالوفا می گوید:
من این جملات را در عالم رؤیا گفتم و از خواب پریدم.
یک وقت دیدم مامورین ابی علی الیاس آمدند و ما را پیش او بردند.وی گفت:
به چه کسی متوسل شدی؟
گفتم:
به منجی عالم بشریت،مصلح حقیقی،به فریاد درماندگان و بیچارگان!
سپس معلوم شد در خواب به ابی علی الیاس گفته بودند:
اگر دوست ما را رها نکنی نابودت می کنیم و حکومتت را بهم می ریزیم...
بعد مبلغی پول و هدایا به ابوالوفا داد و آزادش کرد.
نکته:اهل بیت علیهم السلام خودشان تقسیم کار فرموده اند،این یک تقسیم کار در عرصه هستی است،اختلاف در شأن و مقام و منزلت نیست و در مرتبه نورانیت و حقیقت هیچ اختلافی نیست.
(بحارالانوار،جلد53،ص678)
"اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"
"بسم الله الرحمن الرحیم"
شهید سید محمد حسینی بهشتی،نخستین رئیس قوه قضائیه،شهید راست قامتی است که هفتم تیرماه سال 1360 هدف کینه منافقان قرار گرفت و به همراه یارانش ردای شهادت برتن کرد.

هرچی که درآمدش بود متعلق به ما بود.یعنی ایشان هیچ وقت بگیر و ببند در زندگی نداشت و می گفت همه درآمدم متعلق به شماست.التبه ایشان یک دفعه هم حتی از دادگستری حقوقی نگرفت و یک ریال هم به خانه نیاورد.می گفت جایز نیست در حالی که این همه مستضعف است حقوق دادگستری و گفتم آقا از فروشگاه دادگستری یک لامپ بیاورید،همان جا گفتند نه هرگز،خدا نکند من چنین کاری بکنم.شما شمع روشن کنید،بنشینید،بهتر از این است که من مال دادگستری را بیاورم.
این قدر پرهیز می کرد ایشان از حلال و حرام،از دروغ و غیبت و غیره.اصلا یک سمبلی بود چه در جامعه،چه در خانه،کوچکترین چیزی ما از ایشان نتوانستیم ببینیم که باعث ناراحتی ما بشود.
(راوی: عزت الشریعه مدرس خاتون آبادی)
"اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم"